دیدار گروههای علمی تحقیقی با حضرت آیت الله توکل چاپ
سه شنبه, 21 بهمن 1393 ساعت 10:16

سخنرانی آیت الله توکل در جمع گروههای علمی در خجسته ایام دهه مبارک فجر جلسه ای با حضور حضرت آیت الله توکل و گروههای علمی تحت اشراف ایشان در مسجد حیدریه برگزار شد.

در این جلسه که خانواده محترم اعضای گروههای چهارگانه علمی گروه وهابیت گروه مهدویت گروه تاریخ و گروه تفسیر نیز حضور داشتند در فضای صمیمی شرکت کنندگان در این جلسه بعد از دیدار مورد لطف حضرت آیت الله توکل قرار گرفتند.

در ادامه جلسه حضرت آیت الله توکل با بیاناتشان جمع حاضر در مسجد را به فیض کامل رساندند.

ایشان ضمن خیر مقدم به اعضای گروههای علمی شرکت کننده در جلسه و خانواده محترم آنها کار ارزشمند تبلیغ و ارشاد مردم را متذکر و به خانواده محترم نیز به تحمل و بردباری و ثواب عظیم این کار اشاره فرمودند.

حجت الاسلام سعید پور حسن مسئول یکی از گروههای علمی در سخنانی کوتاه گزارشی از روند کارههای انجام شده را بیان کرده و خواستار دعای ایشان در حق این دوستان و خانواده آنها شدند.

دیدار گروههای علمی تحت اشراف آیت الله توکل با استاد توکل

در ذیل متن سخنرانی آیت الله توکل تقدیم حضور می گردد.

بسم الله الرحمان الرحیم

خلقت بعضی از ملائکه برای تمام انسانها:

خداوند عالم خلقت ملائکه را بسیار کثیر کرده است. در بین مخلوقات عالم ملائک از همه کثیرتر هستند که در روایت دارد بالای سر شما حتی یک جای قدم خالی است مگر این که ملکی در آنجا مستقر است که یا راکع است و یا ساجد است و یا قائم است و منتظر فرمان خداوند عالم است تا خداوند عالم فرمانی صادر کند و اینها دنبال فرمان الهی بروند. یک عده از این ملائکه عمومی هستند و برای همه افراد هستند. این افراد چه مومن باشند و چه کافر باشندغ با دین باشند و بی دین باشند، این ملائکه باید در کنارشان باشند. به عنوان مثال ملائک کاتب اعمال برای همه مکلفین هستند، هر کسی که مکلف شد خداوند دو ملک را در کنار او قرار می دهد؛ بنا است که ملک دست راست اعمال مثبت او را بنویسد و ملک دست چپ اعمال منفی او را. کاتبان اعمال برای همه افراد بلا استثناء می آیند.

خداوند عالم در کنار تک تک ما دو ملک دیگر قرار داد که به عنوان حافظان ما هستند. وقتی خداوند عالم عمری را مقدر کردند، مثلا کسی که باید پنجاه سال عمر کند، دو ملک کنار او هستند. کار این ملک حفظ این شخص است تا این که ثانیه آخر عمر پنجاه سال طی بشود. در آن ثانیه آخر که طی شد، از ملکوت اعلی یک ندا می آید که ای دو ملک کنار بروید، این دو ملک کنار می روند. وقتی این دو ملک کنار می روند، بلافاصله پیمانه عمر بسته می شود. حافظان برای همه مکلفین هستند.

خداوند برای انتقال ما از این طرف عالم به آن طرف عالم یک عده ملائکه را به عنوان ملک الموت تعیین کردند. این ملائکه برای همه افراد می آیند. هنگامی که پیمانه پر شد، ملکی به نام ملک الموت می آید و چان ما را قبض می کند و از این طرف عالم به آن طرف عالم می برد. این ملک الموت هم برای همه مکلفین هستند.

اگر از دیده های ما پرده ها کنار برود، یک ملک را مقابل خود می ببینیم، این ملک ما را نگاه می کند. کار این ملک شمردن نفس های ما است. «إِنَّ عُمُرَكَ عَدَدُ أَنْفَاسِكَ وَ عَلَيْهَا رَقِيبٌ‏ تُحْصِيهَا»[1] همانا عمر شما به تعداد نفس های شما است. برای این نفس ها یک ملکی مامور است که این نفس ها را می شمارد.

اینها ملائکه عام هستند و برای همه افراد بلا استثناء می آیند.

شما در سلام نماز در سلام اول به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) سلام می دهید. در سلام دوم به صالحان امت سلام می دهید. در سلام سوم همه شما می گویید «السلام علیکم و رحمة الله و برکاته». در یک روایت دارد که دور هر کدام از ما دوازده تا ملک هستند که ما این «السلام علیکم» را خطاب به اینها ابراز می کنیم. باز این ملائکه برای همه افراد هستند.

شرط جذب ملائکه خصوصی توسط انسان ها:

اما یک عده از ملائکه هستند که برای همه افراد نیستند؛ حتی برای همه افراد اهل ایمان هم نیستند. اینها با دو شرط کنار افراد می آیند. اگر این دو شرط به احراز رسید کنار آن فرد حاضر می شود. اینها به تعبیر ملائکه معین و یاور می آورند. اینها برای همه اهل ایمان نمی آیند. برای بعضی از افراد می آیند. اول برای عزیزان آیه را بخوانم. سوره فصلت، آیه شماره 30 و 31 . « إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا» آنها که بگویند رب ما خدا است و پای آن محکم بایستند، با این دو شرط که اگر این دو شرط به احراز رسید، حالا «تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتي‏ كُنْتُمْ تُوعَدُونَ» این آیه ملائکه نازل می شوند و طبق ذیل آیه 10 برکت به آنها نشان می دهند. برکت چهارم این است که «نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ وَ لَكُمْ فيها ما تَشْتَهي‏ أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فيها ما تَدَّعُونَ» ما در دنیا یاورانت بودیم، گرچه ما را نمی بینید. این دسته از ملائکه برای هر کسی نمی آیند. برای افرادی که «قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ» هم گفتند نمی آیند تا این که شرط دوم به احراز برسد. «قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا» اگر این شرط دوم به احراز رسید حالا این ملائکه کنار افراد صاحبان این دو شرط می آیند.

«ثُمَّ اسْتَقامُوا» به چه چیزی می گویند؟ برای چه کسی «ثُمَّ اسْتَقامُوا» محرز می شود؟ اول در روایت دارد که مراد از «ثُمَّ اسْتَقامُوا» حتی یموت است. خیلی ها بودند و افراد خوبی هم بودند که به آخر خط هم نرسیدند. اینها مصداق «ثُمَّ اسْتَقامُوا» نیستند. مصداق «ثُمَّ اسْتَقامُوا» تا نفس آخر است. خدای عالم می داند این انسان فرد با استقامتی هست. خدا با علم خودش از حال کسی با خبر است که هنوز به خط آخر نرسیده است، یک عده از ملائکه را برای یاری او ارسال می کند.

شرط جذب ملائکه خصوصی برای طلاب:

منتهی مبانی «ثُمَّ اسْتَقامُوا» به اعتبار افراد فرق می کند. برای روحانیون «ثُمَّ اسْتَقامُوا» یک معنا می دهد. برای غیر روحانیون یک معنا می دهد. برای همسران آنها یک معنا می دهد. «ثُمَّ اسْتَقامُوا» به اعتبار افراد است. به عنوان مثال اگر بنا است «ثُمَّ اسْتَقامُوا» برای بنده صادق بیاید، به چیزی می گویند باید قبول کنم، مطاله ام را دقیق انجام بدهم، این طرف و آن طرف بروم، برای دین امام زمان(علیه السلام) خلوت کنم و مردم را به دین دعوت کنم، شبهات در ذهن افراد را جواب بدهم، بیگان ها را با خدا آشنا کنم، از دین فرار کرده ها را به دین برگردانم، آنچه را که کمک به دین حساب بیاید برای من وظیفه است، با هر زحمتی که شد این تکلیف را انجام بدهم.

شرط بهره مند شدن همسران طلاب از ثواب کار شوهرانشان:

مسلم این تکلیف به همسران ما بار نیست. آنها یک تکلیف دیگری دارند. آنها یک «ثُمَّ اسْتَقامُوا» دیگری دارند. لذا به اعتبار خود افراد «ثُمَّ اسْتَقامُوا» فرق می کند. برای همسران ما که آنها این مهم را تقبل کردند که اینها در خانه ما بیایند. اینها که به خانه ما آمدند شریک زندگی ما شدند و در کنار ما آمدند، «ثُمَّ اسْتَقامُوا» اینها فرق می کند.

همسران عزیز شماها بدانند اگر به کاری که شما دارید - گاهی شب و روز مطالعه می کنید، زحمت می کشید و این طرف و آن طرف می روید و از این شهر به آن شهر در سرما و گرما با خطرات جاده می روید و اینها در خانه نشسته هستند،- اگر بینی و بین الله یاور شما باشند، به کار شما راضی باشند و به شما کمک کنند، او در تمام ثواب شما شریک است. شوهر در بالای منبر داد می زند و زن در خانه نشسته است، این زن در ثواب شریک است. چرا شریک هستند؟ (1) چون به کار شما راضی بود. (2) یک بستری آماده کرد که شما با خیال راحت از شهر بیرون بروید و دنبال تبلیغ دین بروید. (3) یک مقدماتی فراهم کرد که شما با این مقدمات به کارتان سریعتر برسید. به مطالعه نیازمندید، این زن خانه است که بستر مطالعه را برای شوهر آماده می کند. این تدبیر زن خانه است که خانه را به گونه ای می گرداند که شوهر بیرون می رود، فکرش به خانه نباشد. تمام کار زن بستر فراهم کردن خدمات شوهر است. به کوه و دشت و صحرا شوهر می رود، زنها در خانه نشسته اند؛ اما خدمت و زحمات، بستر آماده کردن زنها باعث شد که ما با خیال راحت به کوه و دشت و بیابان بزنیم. پس آنها در کل خدمات ما شریک هستند. مسلم برای زن هم مشکل است. در نبود ما بچه ها را کفایت کند، نیاز بچه ها را برطرف کند، این کارها برای زن زحمت است. «ثُمَّ اسْتَقامُوا» برای خانم ها این کارها را می گیرد.

فداکاری همسران طلاب در جهت تبلیغ دین:

به هر حال ما یا خانم ها خودشان می دانند «ثُمَّ اسْتَقامُوا» که قرآن از اینها خواسته است، مصداق آن چیست. همه می دانیم. من می دانم اگر بخواه درباره خودم «ثُمَّ اسْتَقامُوا» صادق بیاید، چه کار باید بکنم تا مصداق این آیه شریفه باشم. خواهرها به خوبی می دانند که چه کار باید کنند تا «ثُمَّ اسْتَقامُوا» بر اینها هم صادق باشد. جدا زنهای ما بدون تعارف خیلی زحمت می کشند و کار می کنند. ما یک مشکلی داریم که برای خودمان است، آنها یک مشکلاتی دارند که برای خودشان است.چه بسا ما نمی توانیم کار خانم ها را انجام بدهیم، کار ما را آنها نمی توانند انجام بدهند. خداوند یک انتظاری از من دارد که از فرزندم ندارد، یک انتظار از همسرم دارد که از من ندارد. اگر در تک تک ما «ثُمَّ اسْتَقامُوا» درست شد، آن ملک که خواست، کنار او می آید و او را یاری می کند. حالا«تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ » برای اینها می آیند و اینها را یاری می کنند. خیلی از برکات است که اگر تنها باشیم یقینا حریف نیستیم. اگر کنار ما یک عده از اولیاء و ملائکه باشند کمکمان می کنند. لذا جدا از خانم ها تشکر می کنیم. هم به اینها تبریک می گویم از این شوهر آنها سرباز امام زمان(علیه السلام) است و تردید نکنید خانه ای که در آن امام زمان سرباز دارد، مورد توجه امام زمان(علیه السلام) است و یک عنایت خاصی دارد. به این خانم ها تبریک می گویم که شوهر خود را سرباز امام زمان(علیه السلام) انتخاب کردند. به شما آقایان تبریک می گویم که خانم های شما افراد سالمی هستند. آنها جدا با مشکلات دست و پنجه نرم می کنند و برای شما بستر را آماده می کنند. شما روز منزل می روید غذای شما آماده است، شما اطلاع ندارید؛ تمام زحمت بر روی خانواده شما است. ناهار یا شام را میل می کنید و دنبال مطالعه می روید و برای فردا خود را آماده می کنید، شستن ظرفها بر روی دوش خانم ها است. آنها زحمت می کشند و این کار را فراهم می کنند. به خواهرانم عرض می کنم شما تردید نکنید دعای امام زمان(علیه السلام) برای شما حتما خواهد بود. شما یک پا سرباز حضرت هستید. سرباز فقط به این نیست که بالای منبر برود و داد بزند. در جبهه جنگ یک عده از افراد هستند که می جنگند، یک دسته از افراد هستند برای جنگنده مهمات می برند و یک عده برای این افراد شام و ناهار تهیه می کنند، همه رزمنده هستند. هر کسی کار خودش را می کند، یکی می جنگند و یکی تیر را برای او می آورد و یکی غذا را برای او می آورد تا او بتواند بجنگند. همه رزمنده است و هر رزمنده ای تکلیف خود را انجام می دهند. آقایان سرباز آق امام زمان(علیه السلام) هستند، خانم ها هم سرباز امام زمان(علیه السلام) هستند. آقایان یک کار دارند و خانم ها یک کار دیگر دارند. واقع کلام این است که نه ما باید خسته بشویم و نه خانم ها باید خسته بشوند. تا آخر نفس ما تکلیفی به دوش ما هست.

غریب بودن امام زمان(علیه السلام) و نیاز داشتن آقا به یاری ما:

مدتی قبل یک عزیز طلبه نزد من آمد و گفت چند دقیقه با شما کار دارم. گفتم بفرمایید. گفت من برای درس خواندن انگیزه ام ضعیف شده است،چه کار کنم؟ گفتم برای من معنای این جمله «انگیزه ام ضعیف است» است نامفهوم است. شما اصلا چه می گویید، معنای این جمله برای من جانیفتاده است. یک نگاهی به اطراف کرد . گفتم امام زمان(علیه السلام) به من و تو نیازی ندارد، یاوران امام زمان زیاد شدند، دشمنان آن حضرت هم ان شاء الله- نابود شدند، آقا غم و قصه ای ندارد. دشمنها نابود و یاران آقا زیاد، آنچه که امام عصر بخواهند افرادی هستند که کار آقا را انجام بدهند. اگر به ما نیاز نداشتند، از صبح تا شب بگیر بخواب. الان امام عصر(علیه السلام) به ما نیاز دارد، ئست کمک به سوی ما دارز کرده است. به مادرش حضرت زهراء(سلام الله علیها) ندای «هل من ناصر» آقا بلند است، از ما کمک می خواهد. حالا بگویم من انگیزه ندارم که کمکشان کنم.اصلا این جمله برای من معنا ندارد.

به خواهرانم عرض کنم، اگر فرض محال که محال نیست- یک عزیزی احساس خستگی کرد، در این زندگی طلبگی کار زیاد است و مشکلات زیاد است یک نگاه بیندازد که جدا آقا امام زمان(علیه السلام) غریب است و کمک می خواهد. بینی و بین الله جدا کمک می خواهد و شما می توانید با تدبیر عالی کمک آقا را به احسن وجه جواب بدهید.

ان شاء الله دعای امام زمان(علیه السلام) پشت و پناه شما باشد.

 


 

[1] تصنيف غرر الحكم و درر الكلم       158

 

نظرات  

 
0 #1 طلبه شمالی 21 بهمن 1393 ساعت 14:26
با سلام وتشکر فراوان،واقعا استفاده میکنیم اگه لطف کنید فایل صوتی سخنرانی و درس اخلاق استاد رو در سایت فراربدید عالی میشه
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

کلیه حقوق این سایت متعلق به پایگاه اطلاع‌ رسانی حضرت آیت الله توکل می باشد.                                                                                  2015 www.s-tavakkol.ir All Rights Reserved.©